خرید بک لینک

چون باد می روی و به خاکم فکنده ای

آری برو که خانه ز بنیاد کنده ای

حسن و هنر به هیچ، ز عشق بهشتی ام

شرمی نیامدت که ز چشمم فکنده ای؟

اشکم دود به دامن و چون شمع صبحدم

مرگم به لب نهاده غم آلود خنده ای

بخت از منت گرفت و دلم آنچنان گریست

کز دست کودکی بربایی پرنده ای

بگذشتی و ز خرمن دل شعله سر کشید

آنگه شناختم که تو برق جهنده ای

بی او چه بر تو می گذرد سایه ؟ ای شگفت

جانت ز دست رفت و تو بیچاره زنده ای

هوشنگ ابتهاج

تک درخت

برچسب: چون باد می روی و به خاکم فکنده ای, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

صفحه بندی